الإمام زين العابدين (ع) (مترجم: حميد فتاحى)
677
الصحيفة السجادية الكاملة (صحيفه كامله سجاديه همراه با پيامها پاسخگوى نيازها) (فارسى)
خداى متعال چنين آرزو عملى مىگردد . سوم : حضرت در ابتدا مىخواهد روشن كند ، كه هركس با بى اعتنائى به دستورات الهى دشمن خود مىگردد ، كه قبل از دشمنان بيرونى خود بر شخصيت و ارزش و مصالح و موفقيت و دريافت كمالات و . . . خويش خسارتها مىزند ، پس بايد با يك نگاه عميق به فلسفه ديندارى و خاصيت بندگى خدا در موفقيت انسان خود را در ميان بندگان ديندار قرار دهيم و از دشمنى به خودمان بپرهيزيم ، تا آرامش روانى را در اختيار بگيريم وقتى كه ما با دروغگوئى ، حرامخوارى ، رياء ، بى اعتنائى به نماز و عبادات دينى ، و عدم پرهيز از گناه و . . . به حق انسانيمان تجاوز كرده و خودمان را از رسيدن به قلهء موفقيت محرومش مىسازيم در اين صورت نگرانى از دشمنان بيرونى بىخود خواهد بود چون وضعيت درون ما با آنها همكارى دارد و هدف مشتركى را در جان ما تعقيب مىنمايند ( كه در دعا آمده ، خدايا ، تو راهنمائيم كردى ، ولى من به كارهاى بيهوده و هوسرانى رو آوردم ، تو مرا پند و اندرز دادى ، اما من سخت دل شدم ، بهترين محبتها كردى ولى نافرمانيت نمودم و به كارهائى دست زدم كه موجب خشم و نزول عذاب تو بر من مىشد و . . . چقدر دشمنانى دارم كه شمشير عداوتشان را تيز كرده و از هر فرصتى تيرهاى مسمومشان را به سويم روانه مىكند ) . اين نگرانى و ناراحتى در هر عصر متوجه تمام نسل بشر مىباشد و موجب نامتعادل شدن روان آنان مىگردد تا اينكه مبتلايان به راههاى گوناگون با شخصيت و رفتارهاى متضاد روى مىآورند ، ولى باز هم از فشارهاى روحى و غم و اندوهشان كاسته نمىشود ، و بلكه تشديد مىگردد . پس بايد ، اولًا : با اطاعت از خدا و حجت او ، از ميان دشمنان خويش خارج شويم ، زيرا نافرمانى خدا ، دشمنى با خويشتن است ، چون هر گناهى به ضدّ خود انسانست . ثانياً ، به توانائى و آگاهى و دلسوزى خدا در مورد خود ، بيانديشيم و آن را